رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از September, 2016

۷ سالگی

۴ روز است که وبلاگم ۷ ساله شده. ۷ سال خودش یک عمر است. عمر یک کودک که بزرگ می شود و به مدرسه می رود. آماده می شود برای رفتن، مستقل شدن. هرچه سال ها گذشت کمتر نوشتم و بیشتر فکر کردم. بیشتر درگیر زندگی و رها کردن روزمرگی ها شدم. بیشتر آموختم، بیشتر زخم خوردم و دل شکسته و دلگیر و سرگردان شدم.  در آستانگی ۷ سالگی اما آرزوی آرامش و صلح دارم. سرزمینی می خواهم که در آن، دستی حمایتگر پشتم باشد و دست کودکانم در دستم باشد و داشتن خانواده ای شاد را تجربه کنم.

اینجا همه چیز درهمه

بالاخره توی خونه ام مسقر شدم. بیش از یک هفته است که خونه خودم می خوابم. شب اول خیلی بد خوابیدم اما از شب دوم خوب شد. هنوز وسایلی هستن که پیداشون نمی کنم و وسایلی هستن که به جاشون عادت نکردم. هنوز آشفتگی توی خونه هست. بارها غذا پختم. دفعه دوم مشغول کار شدم و اصلا یادم رفت که غذا سر گاز دارم و نصفش سوخت. سه دفعه قهوه درست کردم و بارها روی مبلم ولو شدم و نرمی و آرامشش رو نوازش کردم. سکوت و آرامش خونه رو تجربه کردم. حتی صدای ماشین لباس شویی و ظرف شویی رو که سکوت رو می شکستن. چند روزی یه که تونستم راه جلوی صندلی چرخون جدیدم رو خلوت کنم تا بتونم پشت میز دوست داشتنی ام بشینم و کار کنم. هنوز حس عجیبیه که خونه خودم رو دارم و می تونم بی دغدغه وسایلم رو هر جا که خواستم بذارم و در حالیکه به سهیل نفیسی گوش می دم، قهوه بنوشم و خونه ام رو مرتب کنم.
برای کار با چند جا صحبت کردم. با یکی از جاها در حال بستن قراردادم و یکی دو تا کار هم انجام دادم. اما هنوز پولی برای کارها نگرفتم. خسته ام و امیدوار به انجام کارهای خوب در آینده نزدیک.
توی تهران همه چیز درهمه. مردم پشت فرمون اتومبیل تلگرام و فیس بوک و اینستا…