رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از July, 2012

تفاوت

خانومه می‌‌گه‌، من هر کی‌ رو همون شکلی‌ که هست می‌‌پذیرم. اگر یه کسی‌ فکر می‌‌کنه باید موهاشو سبز کنه تا خودش باشه و احساسِ خوبی کنه، برای من اوکیه. چند درصد از ما ایرانیا مثلِ این خانومه فکر می‌‌کنیم؟

اوضاع بهتره

اوضاع بهتره، حقوق ماهیانه‌ام یه ۲-۳ ماهی‌ تمدید شد، همین خودش خیلی‌ خوبه چون احتمال داره بتونم تا سپتامبر پذیرش فوق لیسانس رو بگیرم که بتونم باهاش اجازه کارم رو دو برابر کنم. یه کار دیگه هم پیدا کردم که اصلا فکرشو نمی‌‌کردم که یروزی از همچینکاری پول در بیارم. دوستم صدا برداره و الان داره با یه انتشاراتی، یه کتابِ مصری رو به چند زبون تهیه می‌‌کنه. خوب از اونجایی که اصل کتاب عربی، چند وقتِ پیش ازم پرسید که آیا انقدر عربی‌ بلد هستم که بتونم متن رو با صدا تطبیق بدم و صفحه هارو پیدا کنم؟ من گفتم باید امتحان کنم، یکی‌ دو صفحه‌ای رو ورق زدم و تطبیق دادم و به نظرم کار خیلی‌ سختی نیومد. بعد بهم گفت که ساعتی بهم پول می‌‌ده تا کمکش کنم. اما کار سختتر و طولانی تر از اون چیزی بود که فکر می‌‌کردم. من تو مدرسه از عربی‌ بیزار بودم، فقط روخونی و کلمه ترکیبم خوب بود و از همینا نمره می‌‌آوردم، قواعد هیچی‌! مشکل اینجاست که ما هیچ وقت توی مدرسه، عربی‌ رو با گوش کردن و لیسنینگ یاد نگرفتیم و بنابراین من اصلا نمی‌‌دونستم که عربی‌ با یه عالمه لهجه‌های مختلف تلفظ می‌‌شه. گاهی گوینده‌ها چیز‌هایی‌ می‌‌گن که خیلی…

حالِ این روزای من

حالِ این روزای من یه حالِ عجیبه. سرگردونم.
از نظرِ مالی وضعم خرابه و هنوز یه کار درست درمون پیدا نکردم. بدبختی اینه که یه جورایی توی دورِ باطل افتادم. اجازه کارم تا یه سقفیه که باهاش فقط می‌‌تونم اجاره خونه و بیمه‌ام رو بدم. کار‌های کوچک مثلِ بیبی سیتری هم که می‌‌شه بدونِ اجازه کار پیدا کرد گیرم نیومده مدتیه. مرتب صفحه‌های کار رو تو اینترنت نگاه می‌‌کنم، خب بعضی‌ کار‌ها هم شرایطش بهم نمی‌‌خوره. کلی‌ هم این مدت این ور اون ور درخواستِ کار دادم اما تا الان چیزی مثبت نبوده.درس و دانشگاه رو هم که کلا بی‌ خیال شدم. یه مدتی‌ از زندگی‌ عشقولانه و دو نفری لذت بردم، حالا که دوباره اوضاع مالیم به شدت بی‌ریخت شده، افتادم به بدو بدو. راستش از این وضع خیلی‌ خسته شدم، دلم می‌‌خواد اقامتم درست بشه، یه سر و سامونی بگیرم، خونه زندگی‌ و خونواده داشته باشم، یه کار ثابت. چند تا دوست. همین چیز‌های معمولی‌ زندگی‌. 
بعضی‌ روزها دیگه حتا حالِ دنبال کار گشتن رو هم ندارم، انگیزه مو از دست دادم. یا باید یه کاری پیدا کنم که دقیقا حقوقش همینقدر باشه، که الان می‌‌گیرم و خیلی‌ به وضعم کمک نمی‌‌کنه، یا باید کاری باشه ک…